
من عاشق رنگم. عاشق تنوع رنگها!

وقتی كه كاری بخوای بكنی. فكر كنی باید بكنی. ولی نتونی! احساس ضعف میكنی. احساس خیلی بدیه! شاید از خودت هم بدت بیاد!

به نظر من بچه باید تحرك داشته باشه. باید با همسن و سالهاش بازی كنه. اصلا درست نیست بچه ها یا داند پای تلویزیون كارتون و سی دی میبینند یا با پلی استیشن و كامپیوتر بازی میكنند. نه تحركی، ارتباطی با جمع. البته در كل بازی با كامپیوتر بد نیست چون مهارت كار با كامپیوتر را بازی میكنند. بعضی بازیها هم فكری هستند. كارتونها هم بعضیهاشون آموزنده است. ولی بچهها این روزا خیلی از وقتشون را به صورت نشسته صرف این كارا میكنند كه برای رشد و روابط اجتماعیشون ضرر داره. حای این سر كامپیوتر نشستن زیاد میتونه به فرم ستون فقراتشون آسیب برسونه.
این دخترهای همسایه ما زیر 10 سالند. چند تا دختر از چند تا خونه. قبلا اصلا تو كوچه پیداشون نبود. ولی جدیدا عصرها میان تو كوچه دوچرخه بازی. خیلی خوبهها. این دو تا خواهرا از عصر میان تا ساعت 8 و نیم. بعد میرن شام. دوباره 9 و نیم میان تا 10 و نیم شب. بازی برای بچه ها لازمه! كوچه هم متعلق به همه اهل كوچه. این بچه ها حق دارند تو كوچه بازی كنند. از بچهها هم نمیشه انتظار داشت بی سر و صدا بازی كنند ولی اینا دیگه خیلی جیغ و داد میكنند!

وقتی یه نفر خودش، با رفتارهاش خودش را از چشمت بندازه، تو میتونی به صرف نسبتش با تو، خودت را مجبور كنی دوستش داشته باشی؟ و رفتارت با اون مثل گذشته باشه؟
(یه نفری كه من میگم خانومه، اشتباه برداشت نشه)
نظرات ()